ما را در سایت راسخي لنگرودي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: شنبه 18 فروردين 1403 ساعت: 19:40
ما را در سایت راسخي لنگرودي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: شنبه 18 فروردين 1403 ساعت: 19:40
احمد راسخی لنگرودیبه یاد ندارم زندهیاد پدر روزی را بدون کتاب سر کند. ضلع شمالی یکی از اتاقهای خانه قدیمی کتابخانهای داشت که در گنجهای قرار گرفته بود. این گنجه زیاد بزرگ نبود؛ در طول دو متر و در عرض کمتر از یک متر، و هفت هشت قفسه پر از کتاب. با دری یک لنگه و بسیار سنگین که چوبی بود و زور میخواست باز و بستناش. به یاد ندارم زندهیاد پدر روزی را بدون کتاب سر کند. ضلع شمالی یکی از اتاقهای خانه قدیمی کتابخانهای داشت که در گنجهای قرار گرفته بود. این گنجه زیاد بزرگ نبود؛ در طول دو متر و در عرض کمتر از یک متر، و هفت هشت قفسه پر از کتاب. با دری یک لنگه و بسیار سنگین که چوبی بود و زور میخواست باز و بستناش. هرگاه کتابی میخواست درِ گنجه را به سختی باز می-کرد کتابی برمیداشت و درش را محکم میبست، پشت میز تحریرش که در طبقه پایین خانه قرار داشت مینشست و زیر نور چراغ مطالعه یک روند میخواند و از جاهایی از آن یادداشت برمی-داشت. خیلی مواقع کتاب از دستش نمیافتاد. چندان که با کتاب میخوابید و با کتاب بیدار میشد. خلاصه اینکه زندگیاش با کتاب پیوند خورده بود. پیشهاش دبیری بود. از دبیرستان که بازمیگشت پس از صرف ناهار به قول خود مراسم چرت عصرگاهی برپا میداشت. خودش میگفت چرت عُلمایی! چرتزدنهای عصرگاهی او دیدنی بود. محال بود بدون کتاب مراسم چرتزنی را برگزار کند. آخه نه اینکه نام این چرت علمایی بود؟! پس باید رنگ و بوی علما را هم میداشت. اگر کتاب نمیخواند امکان خوابیدن از او گرفته میشد. خواب از سرش میپرید. در همین رابطه، اصطلاحی هم داشت که به مناسبت آن را بر زبان می-آورد: «کتابخوابکن»! به وقت خواب انگار اعتقادی به این گفته فرانتس کافکا نداشت که «باید تنها کتابهایی را بخوان راسخي لنگرودي...
ما را در سایت راسخي لنگرودي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: شنبه 18 فروردين 1403 ساعت: 19:40